screen

زندگی نامه

دکتر محمدحسین ملایری

به سال ۱۳۳۰ در محله ی شاهپور تهران چشم به جهان گشود. وی آخرین فرزند خانواده ای ۸ نفره بود . پدر ایشان مرحوم حاج محمد ملایری از تجار به نام و سرشناس پارچه در بازار تهران و از واقفین بزرگ عصر خویش بوده است.

محمد حسین بعد از سپری نمودن سالهای ابتدایی، وارد دبیرستان علوی شد . این دبیرستان یکی از برجسته ترین و به نام ترین مدارس وقت بود و شرایط ویژه ای برای پذیرفتن محصلین اعمال می کرد . پشتکار و مراتب بالای هوش و ذکاوت به سرعت از او دانش آموزی نمونه و مثال زدنی ساخت که به تصدیق همکلاسی هایش در آشکار و پنهان به عنوان الگویی از یک دانش آموز موفق در کلاسهای مختلف از او نام برده می شد .

با شرکت در کنکور در رشته ی مکانیک دانشکده ی فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد و آرام آرام با تعمیق مطالعات جنبی ، پا در راه مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی گذاشت . نتیجه آنکه ساواک برای او پرونده ای پر پر و پیمان تدارک دید و وی را حین تدریس در یک کلاس درس در شهرستان گرگان بازداشت کرد. محاکمه ای نمایشی و در نهایت حکمی که مقبول دربار بود . او محکوم به تحمل سه سال حبس شد و در نهایت بعد از تحمل شکنجه و بازجویی ها از کمیته مشترک ضد خرابکاری راهی زندان اوین شد . نیت رژیم تنبیه افرادی چون محمدحسین ملایری بود اما از قضا انگبین صفرا فزود . زندان برای او نه تنها ندامتگاه نشد بلکه زمینه های آشنایی و نزدیکی با هم بندی هایش به خوبی فراهم گشت . افرادی با اندیشه هایی والا و در راس آنها شخصی همچون دکتر علی شریعتی . نا گفته پیداست که همنشینی با دکتر شریعتی اندیشه های محمدحسین را بیش از پیش به سمت پختگی و شکل یافتگی سوق داد . در خاطرات پراکنده ی او به این نکته اشاره ی مستقیمی شده که آنچنان کسب علم و حقیقت سرتاپای مرا فرا گرفته بود که اعدام دوستانم و یا حتی ترس از مرگ کوچکترین اثری در احوالات من نداشت .

با پیروزی انقلاب و آزادی زندانیان سیاسی مدتی دبیر دبیرستان های تهران و گرگان شد و بعد از آن به بنیاد مستضعفان رفت و عهده دار مسئولیت شد. با شروع جنگ ایران و عراق در کسوت مدیرعاملی بنیاد پلاستیک درآمد و نیز مدیر گروه پلیمر بنیاد شد. این دوران از آن جهت حايز اهمیت است که در کشاکش جنگ همه جانبه علیه کشور ، با تدبیر و تمرکزی مثال زدنی توانست ملزومات مورد نیاز رزمندگان را در تهیه و ساخت ماسک ها و لباس های ضد شیمیایی فراهم آورد . به جرات می توان گفت اگر هدایت و شجاعت مثال زدنی محمدحسین ملایری نبود صدام به راحتی با بمب های شیمیایی می توانست تعداد بی شماری از نیروهای ایرانی را در خط مقدم زمین گیر کند .

درخشش محمد حسین ملایری در بنیاد مستضعفان باعث شد در سالهای بعد به سمت مدیرکل صنایع شیمیایی و سلولزی وزارت صنعت منسوب گردد . وی در آن سالها مرکز تحقیقات لاستیک و مرکز تحقیقات سلولوزی را نیز در سازمان متبوع خویش بنیاد نهاد . توانمندی های محمدحسین ملایری مدیران وقت را به این نتیجه رساند که او می تواند همزمان مدیر سازمان صنایع ملی نیز باشد . بنابراین با حفظ سمت مدیریت سازمان صنایع ملی را نیز بر عهده گرفت . تاسیس نشر کیمیا به عنوان نشریه ای تخصصی و شرکت خدمات فنی مهندسی و مشاوره ای مدیران صنایع از یادگارهای تلاش های شبانه روزی اوست.

در اوایل دهه هفتاد و آتش بس ، دوران سازندگی شروع شد . در این میان محمدحسین ملایری متوجه نکته ای شد . کشور از خلا فضاهای پژوهشی شدیدا رنج می برد . توسعه و آبادانی کشور هم که بدون نگاههای دقیق کارشناسی عملا بی معنا بود . بنابراین به اتفاق جمعی از نمایندگان مجلس چهارم ایده ی تاسیس مرکز پژوهش های مجلس را تقدیم هیات رئیسه نمود که در نهایت با رای قاطع نمایندگان این مهم عملی شد . وی به مدت ۱۰ سال به عنوان معاون پژوهشی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی ردای خدمتی جدید بر تن کرد و نتیجتا آنکه قطار توسعه ی کشور روی ریل های مهندسی شده و دقیق حرکت خود را آغاز نمود .

سردبیری ماهنامه مجلس و پژوهش و همچنین مجله راهبرد (نشریه تخصصی مرکز تحقیقات استراتژیک) و مدیر مسئولی و سردبیری ماهنامه وزین صنعت فردا و هفته نامه ستاره ها از یادگارهای خدمت او در این دوران است.

او برای نخستین بار در سال 1374 اولین روزنامه الکترونیکی ایران را به نام «خانه ملت» تاسیس کرد که در آن دوران در حوزه خبر و اطلاع رسانی تحولی شگرف و اثرگذار به شمار می رفت.

همچنین در این دوران او که معتقد به ترویج فضای آزاد اندیشی در اداره ی سیاسی کشور بود ماهنامه ای تحت عنوان فکر نو را راه اندازی کرد که در آن سعی بر بیان اندیشه های بدیع سیاسی داشت . چرا که معتقد بود در صورت اصلاح نواقص سیاسی در اداره ی امور، زمینه برای گسترش دموکراسی و در نتیجه توسعه ی همه جانبه فراهم خواهد شد .

محمد حسین ملایری هیچ گاه از آموختن دست نکشید و دقیقا با همین نگاه بود که در دوران خدمت و علی رغم کثرت مسئولیت ها ادامه تحصیل را رها نکرد و موفق به اخذ کارشناسی ارشد فلسفه ی اسلامی و در نهایت دکترای تخصصی فلسفه غرب شد .

با پایان یافتن مجلس پنجم شورای اسلامی و از سال ۱۳۷۹ به مدت ۱۵ سال به عنوان مشاور ویژه رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به انجام وظایف محوله مشغول گشت و همزمان تا سال ۱۳۸۵ سردبیری فصلنامه راهبرد جهت انتشار در مرکز تحقیقات استراتژیک را عهده دار شد . این فصلنامه از آن جهت در محافل مختلف مهم ارزیابی می شد که پایه ای عمیقا علمی داشت و با نگاهی فراجناحی تمرکزش معطوف به مطالب راهبردی و کلان نظام بود .

وی در این دوران یعنی از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ میلادی سردبیری نشریه ی بین المللی Nationl interest journal of the CSR را نیز عهده دار بود .

یکی دیگر از خدمات برجسته ی دکتر ملایری دبیرکلی کانون کار آفرینان صنعتی ایران از سال ۱۳۸۲ تا پایان عمر می باشد . تغذیه ی علمی کارآفرینان و نگارش مقالاتی برای تسهیل امور صنعتی از یادگارهای این دوران است .

دکتر ملایری در سال ۱۳۸۲ کانون پژوهشگران ایرانی فلسفه و حکمت را بنیان گذاری کرد . ایده ی اصلی تاسیس این کانون ، ساده کردن مفاهیم فلسفی برای درک عموم بود . با همین دیدگاه شماری از پژوهشگران دغدغه مند فلسفه را گرد هم آورد و با برگزاری نشست های تخصصی سعی کرد مفاهیم فلسفی را از مرتبه ی دیریابی و تخصصی تبدیل به عامل تفکر در جامعه کند . او معتقد بود اگر انسانها در هر جایگاهی که هستند وجود خود را در پیوند با جهان هستی به درستی درک کنند خیلی از مشکلات جامعه مرتفع خواهد شد . سایت علمی پژوهشی Iptra را اختصاصا برای پژوهشگران این حوزه راه اندازی کرد که به گواه آمار یکی از فعال ترین و تخصصی ترین سایت های فلسفه در کشور بود . مقالات و نظریه ها و تعامل با بازدید کنندگان ، فضایی پر شور و زندگی بخش را در ایپترا فراهم کرده بود که هر روز هم بر حجم آن افزوده می شد . یک مدل از جامعه ای چند صدایی مبتنی بر احترام متقابل . همان چیزی که دکتر ملایری طی سالها فعالیتش بر آن تاکید داشت . یک آرمان شهر .

دکتر ملایری تنها یک فیلسوف نبود . پدری مهربان برای سه فرزندش و یک معلم دلسوز و سرشار از عاطفه و محبت برای همسر و نزدیکان . هرگاه تو را مشتاق یادگیری می دید در کسوت یک استاد ، می توانستی ساعتها از تجربیات علمی و اجرایی او بهره مند شوی . بی هیچ چشمداشت یا بخل و تنگ نظری هرآنچه می دانست را بیان می کرد و جز حقیقت گزاره ای در ذهن نداشت .

می گویند دست اجل گل می چیند و شوربختانه این بار قرعه به نام این بزرگ مرد افتاد . فقدان زود هنگام و غیر منتظره اش ، برای نزدیکانش یک ضایعه ی تمام عیار است اما نباید از یاد برد که او هیچ گاه نرفته و نخواهد رفت . آثار و خدماتش به جامعه ی علمی کشور تا ابد همچون الماس می درخشد . شاید او از معدود شخصیت های برجسته ی کشور باشد که تا آخرین لحظات عمرش در پی نوری از حقیقت بود . نوری که زندگی و مرگش را تماما در بر گرفت . دکتر محمد حسین ملایری همانگونه که سالها با این اندیشه دقایق عمر را پشت سر می گذاشت در نهایت جزيي از کهکشان لا یتناهی حقیقت شد . نقطه ای نورانی در این بیکرانگی . نوری که تا ابد بر ما زمینیان روشنی می بخشد . خورشید وار و سخاوتمندانه . روحش تا ابد آرام و لبخند و بردباری اش مانا.